به ضیافت رمضان
معبودا،به عشق تواستوارم وبه یادتودوخته ام به عرش نگاهم ،نفس من بادم
تودرسینه ام جای گرفته است .
وچون به گناه آلوده شدم ،گویی دمت رابه بازدمی فروخته ام.
معبودا، یادتوقدرتی است دربرابرسختی ها وذکرتوآرامشی است دربرابر
طوفان ها.
معبودا،دستان خالی من پرمی شوند ازوجودت هنگامی که می خوانمت ،
دستانم راخالی ازخودنکن.که تنهائی بی توچون خلوت باهزاردشمن است.
معشوقم،یاری م کن تاگام هایم به یادنفس هائی که به من ارزانی داشتی
بردارم.مهمانم کردی به ضیافتی که درآن بهشت رامی توان نشانه گرفت .
ضیافتی که درآن سفره ی فراخی راگسترده اند.وهرکس به اندازه گنجایش
یادتو درذهنش ازآن نسیبی می برد.یاری م کن تادراین ضیافت سربلند
بیرون آیم.یاری م ده تادانه ،دانه محبت راچون دانه های شیرین خرما
دراین ماه افطارکنم .یاریم ده تادراین ماه ضیافت ،بهاررابه وجود م بخوانم
وعشقم به تورافزونی بخشم.
معبودم،توتنها کسی هستی که معنای کلامم رابیش ازخودم می دانی
یاری م کن تا کلامم راآن گونه که تومی پسندی عرضه کنم .
ومارا ازشرنفس سرکش وشیطان رانده شده محفوظ بدار......

بنام خداوند بخشنده مهربان