شوق دیدار
_از حوزه بسیح ، مایل هستید با کاروان به زیارت آقا بروید ؟
( بغض گلویم را می گیرد، این خبر ؟ اول صبح ؟ ) _ بله ، بله . چرا که نه !؟
با تعدادی از دوستان ساعت 19.30 روز 5 شنبه به دیدار دوست به راه
افتادیم . شبها خوابمان در اتوبوس بود . در راه به زیارت حضرت معصومه ،
مسجد جمکران نائل شدیم . و شب در مرقد امام (ره) بیتوته نمودیم تا صبح
دیدار . زیر انداز با این جمعیت انبوه کافی نبود . اما کسی نه شکایتی
داشت و نه گله ای می کرد . خواب در صحن امام (ره) بی حرمتی بود . من
و تعدادی از دوستان کارتن خوابی را تجربه نمودیم و پتو و ملحفه ای هم که
داشتیم ، سه چهار نفری استفاده نمودیم . وقتی می خواستم چشم هایم
را ببندم در عمق وجودم به این فکر می کردم که چگونه است صدا و سیما
پاسی از شب گذشته جوانی را ازدر استادیوم بیدار می کند که به چه
منظور و از کجا به اینجا امده ای و از عشق و علاقه فوتبال می گوید . و
امشب این عاشقان ولایت به انتظار دیدار امام خود حتی بر روی سنگ فرش
به خواب رفته اند . و جای گرم و نرم خود را به بهای دیدار فروخته اند کما
اینکه خیلی از این جوانان نیز از علاقه مندان به فوتبال اند . و عشق و علاقه
اینان را به ولایت به نمایش نمی گزارد .
صبح و اذان
بیدار شدم . به گمان این که اولین نفرم . اما تا وضو گرفتم و به نماز صبح رفتم دیدم همه به اشتیاق در اتوبوس منتظر حرکتند . هرکس به نقطه ای خیره بود و ذکری می گفت .
تهران و شوق دیدار
اشک در چشم ها حلقه زده بود . جمع حاضر جوی ساخته بودند که لحظه ای فراموش کردند کجایم . این عشق و محبت و صحبت و شوق ، چفیه ها و ذکر ها حال و هوایی ساخته بود از دوران دفاع مقدس .
ساعت 10 صبح . حسینیه .
دقایقی منتظر مانیدم تا آقا وارد شدند جمعیت چنان پر شور بود که لحظه ای گمان بردم به حکم جان دادن این جایند . همه اشک می ریختند و سر از پا نمی شناختند . دستی مجروح و جسمی خسته و اما قامتی استوار چون کوه .
خدایا می دانم و می دانند که دلیل این همه عشق و محبت و حتی جان فشانی برای این سید بزرگوار فقظ و فقط نزدیکی او با خداست و ساده زیستنش . پروردگارا ! جانشان بی بلا ، دشمنانشان مایوس ، فتنه گران نابود اسلام را پیروز گردان .
و چرا عده ای می خواهند این عشق و علاقه ی پیر و جوان رابه امام خود کمرنگ نشان دهند یا با کارشکنی های خود این سیدخدا را آزار دهند ؟

بنام خداوند بخشنده مهربان